اقتصاد ایران در ایستگاه تصمیمهای سخت از مُسکنهای کوتاهمدت تا اصلاحات ماندگار
گروه: استانها | کد خبر: ۶۱۶۲ | تاریخ: ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۷
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی محمود جوادیان فر دبیر این جمعیت در یادداشتی نوشت:اقتصاد ایران امروز بیش از آنکه با یک مسئله منفرد مواجه باشد با مجموعهای از ناترازیهای بههمپیوسته روبهروست ،ناترازی در بودجه، انرژی، نظام بانکی، سرمایهگذاری، بهرهوری و در نهایت اعتماد عمومی. واقعیت این است که نمیتوان هر یک از این مسائل را جدا از دیگری دید و برای هرکدام نسخهای مقطعی تجویز کرد چرا که ناترازیهای اقتصادی همچون زنجیرهای به یکدیگر متصلاند و اصلاح نکردن یک حلقه فشار را به حلقههای دیگر منتقل میکند.
امروز دیگر مسئله اصلی اقتصاد کشور صرفاً این نیست که «چه مقدار منابع داریم»، بلکه پرسش اساسیتر این است که چگونه منابع موجود را تخصیص میدهیم، چگونه از هدررفت آن جلوگیری میکنیم و چگونه میان تصمیمهای کوتاهمدت و منافع بلندمدت کشور تعادل برقرار میسازیم.
وقتی مُسکن جای درمان را میگیرد
در سالهای گذشته بخش قابلتوجهی از سیاستهای اقتصادی کشور در واکنش به بحرانها شکل گرفته است یعنی زمانی که مسئله به مرحله حاد رسیده سیاستگذار برای کنترل تبعات آن وارد عمل شده است. این رویکرد ممکن است در کوتاهمدت از شدت یک بحران بکاهد اما اگر با اصلاح ریشههای مسئله همراه نشود بحران در شکل دیگری بازمیگردد.
کسری بودجه را نمیتوان هر سال با راهکارهای موقت پوشاند ناترازی انرژی را نمیتوان صرفاً با افزایش ظرفیت تولید پاسخ داد مشکلات نظام بانکی نیز تنها با تزریق منابع حل نمیشود. تجربه نشان داده است که هرگاه اصلاح ساختار به تعویق افتاده هزینه اصلاح در آینده افزایش یافته است.
بررسی روند اجرای احکام مرتبط با اصلاح ساختار بودجه نیز نشان میدهد که بخشی از اصلاحات مورد انتظار هنوز با فاصله قابلتوجهی تا اجرا مواجه است و مسائلی مانند کسری تراز عملیاتی، مدیریت بدهی و تخصیص منابع همچنان نیازمند اصلاحات جدی هستند.
ناترازی انرژی مسئلهای فراتر از خاموشی و کمبود سوخت
ناترازی انرژی را نیز نباید صرفاً یک مسئله فنی تلقی کرد. این موضوع مستقیماً با تولید، اشتغال، سرمایهگذاری و رفاه خانوارها ارتباط دارد.
اگر مصرف انرژی با رشد بهرهوری و ظرفیت تولید هماهنگ نشود فشار آن در نهایت به بخش تولید و خانوار منتقل خواهد شد. بنابراین سیاست انرژی باید همزمان سه مسیر را دنبال کند: افزایش ظرفیت تولید، کاهش اتلاف و اصلاح الگوی مصرف.
در این میان اصلاحات قیمتی اگر بدون توجه به قدرت خرید مردم، حمایت هدفمند از اقشار آسیبپذیر و ارتقای بهرهوری انجام شود میتواند تبعات اجتماعی قابلتوجهی داشته باشد. از سوی دیگر استمرار وضعیت موجود نیز هزینههای اقتصادی خود را افزایش میدهد. بنابراین راهکار نه در تصمیمهای شتابزده، بلکه در یک برنامه تدریجی، شفاف و قابل ارزیابی است.
بانکها قلبی که باید سالم کار کند
نظام بانکی نیز یکی از نقاط مهم این زنجیره است. بانک سالم باید منابع را به سمت فعالیتهای مولد، سرمایهگذاری و تولید هدایت کند نه اینکه خود به بخشی از مسئله ناترازی تبدیل شود.
گزارشهای نظارتی اخیر درباره میزان تحقق افزایش سرمایه پیشبینیشده برای برخی بانکهای دولتی، نشان میدهد که میان احکام قانونی و اجرای واقعی آنها همچنان فاصله وجود دارد.
اصلاح نظام بانکی نیز نیازمند شفافیت صورتهای مالی، نظارت مؤثر، مدیریت داراییهای مسئلهدار، تقویت کفایت سرمایه و کاهش بنگاهداری غیرمولد است. بدون اصلاح این بخش تأمین مالی تولید نیز با محدودیت مواجه خواهد بود.
سیستان و بلوچستان اصلاح اقتصادی یعنی فعالکردن ظرفیتهای مغفول
در این میان نگاه به اقتصاد استانهایی مانند سیستان و بلوچستان نباید صرفاً از دریچه محرومیت باشد.
سیستان و بلوچستان از ظرفیتهای مهمی در حوزه تجارت مرزی، اقتصاد دریامحور، انرژیهای تجدیدپذیر، شیلات، کشاورزی، گردشگری، معادن و ارتباطات منطقهای برخوردار است. مسئله اصلی تبدیل این ظرفیتها به ارزش افزوده، اشتغال پایدار و درآمد واقعی برای مردم استان است.
هر سیاست اقتصادی ملی زمانی میتواند به عدالت سرزمینی منجر شود که ظرفیتهای متفاوت استانها را در نظر بگیرد. نسخه واحد اقتصادی برای همه مناطق کشور، الزاماً به معنای عدالت نیست عدالت آنجاست که هر منطقه متناسب با ظرفیت، نیاز و مزیت نسبی خود امکان رشد پیدا کند.
برای سیستان و بلوچستان توسعه زیرساختهای حملونقل، تقویت اقتصاد مرزی، تکمیل زنجیرههای ارزش، تسهیل سرمایهگذاری بخش خصوصی و استفاده از ظرفیت سواحل مکران باید در کنار هم دیده شوند نه بهصورت پروژههایی منفک و مقطعی.
اصلاح اقتصادی بدون اعتماد عمومی ممکن نیست
اما شاید مهمتر از همه این موارد مسئله اعتماد باشد.
مردم زمانی اصلاحات اقتصادی را همراهی میکنند که بدانند تصمیمها چرا گرفته میشوند، منابع حاصل از آن کجا هزینه میشود و نتیجه آن چه زمانی و چگونه به زندگی آنان بازخواهد گشت.
شفافیت، گفتوگوی صادقانه با جامعه و ارائه گزارش مستمر از نتایج سیاستها، بخشی از خودِ اصلاحات اقتصادی است، نه یک اقدام تبلیغاتی در کنار آن.
نمیتوان از مردم انتظار همراهی با تصمیمهای دشوار داشت، اما درباره هزینهها، زمانبندی و نتایج آنها توضیح روشنی ارائه نکرد.
مسئله امروز انتخاب میان «اقدام سخت» و «اقدام آسان» نیست
واقعیت این است که اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به یک نقشه راه منسجم نیاز دارد نقشهای که در آن اصلاح بودجه، نظام بانکی، انرژی، سرمایهگذاری، بهرهوری و عدالت منطقهای بهعنوان اجزای یک پازل واحد دیده شوند.
اصلاحات اقتصادی الزاماً به معنای تصمیمهای پرهزینه و شوکآور نیست. اصلاح واقعی میتواند از حذف هزینههای غیرضرور، جلوگیری از هدررفت منابع، شفافسازی، اصلاح فرآیندهای اداری، تسهیل کسبوکار، مبارزه با امضاهای طلایی و هدایت منابع به سمت تولید آغاز شود.
اقتصاد ایران بیش از تزریق مُسکن به جراحی دقیق نیاز دارد اما جراحی اقتصادی نیز زمانی موفق خواهد بود که نسخه آن علمی، اجرای آن تدریجی، تصمیمگیران آن هماهنگ و نسبت آن با زندگی مردم شفاف باشد.
امروز فرصت آن است که به جای مدیریت روزمره ناترازیها، به سراغ مدیریت ریشههای ناترازی برویم. آینده اقتصاد کشور نه با تصمیمهای مقطعی، بلکه با کیفیت تصمیمهای ساختاری امروز ساخته خواهد شد.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید