به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی عرفان پورزاهدان معاون راهبردی این جمعیت در یادداشتی نوشت : آنچه در پیام رهبر حکیم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام حاج سید مجتبی حسینی خامنهای مدظله العالی بیش از هر چیز جلب توجه میکند، صراحت و شفافیت آن است. در این پیام نه تلاش شده اختلاف نظر احتمالی پنهان شود و نه مسئولیتها مبهم بماند. ایشان به روشنی فرمودند که علیالاصول نظر دیگری داشتم، اما در ادامه توضیح دادند که پس از دریافت تعهدات مشخص از رئیسجمهور و تصویب اعضای شورای عالی امنیت ملی و پذیرش مسئولیت از سوی آنان، اجازه اجرای تفاهمنامه را صادر کردند.
این نکته بسیار مهم است. زیرا برخی ممکن است از جمله نخست چنین برداشت کنند که چیزی به رهبر انقلاب تحمیل شده است، در حالی که متن دقیقاً خلاف این را نشان میدهد. تحمیل زمانی معنا دارد که تصمیمی برخلاف اراده مقام تصمیمگیرنده و بدون اختیار او اجرا شود. اما در اینجا رهبر انقلاب تصریح میکنند که پس از بررسی شرایط، اخذ تضمینها و پذیرش مسئولیت از سوی مسئولان مربوطه، خودشان اجازه این مسیر را صادر کردهاند. این نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه اقتدار ایشان و جایگاه رهبری و عمل بر اساس سازوکار حکمرانی است.
از سوی دیگر، این پیام نباید بهانهای برای حمله به دولت و متهم کردن مسئولان مذاکرهکننده نیز قرار گیرد. رهبر انقلاب هیچگاه مسیر منطقی و مصلحت کشور را متوقف نکردند، باید دانست که ایشان پس از اخذ تعهدات لازم، به آن مجوز دادند. بنابراین هرگونه تلاش برای القای دوگانه رهبری در یک سو و دولت در سوی دیگر با روح پیام سازگار نیست. متن نشان میدهد که مسئولیتها تقسیم شده است. دولت مأمور اجرای تعهدات و پیگیری منافع ملی است و رهبری نیز بر تحقق شروط و حفظ خطوط قرمز نظارت دارند.
نکته مهم دیگر آن است که پیام رهبر انقلاب نه پیام خوشبینی مطلق است و نه پیام بدبینی مطلق، ایشان نه توافق را پیروزی قطعی معرفی میکنند و نه آن را شکست، بلکه ملت و مسئولان را به انتظار برای تحقق عملی تعهدات فرامیخوانند. این دقیقاً همان نگاه واقعبینانهای است که در بزنگاههای مهم تاریخی از رهبران بزرگ و مقتدر و حکیم انتظار میرود.
شجاعت سیاسی نیز در همین نقطه معنا پیدا میکند. رهبر انقلاب میتوانستند صرفا نتیجه را اعلام کنند، اما ترجیح دادند فرآیند تصمیمگیری را با مردم در میان بگذارند، اینکه نظر اولیه دیگری وجود داشته، اینکه تعهداتی دریافت شده و اینکه مسئولیتها مشخص است. این میزان از صراحت، اعتماد به مردم و احترام به افکار عمومی را نشان میدهد.
بنده این رویکرد را یادآور سنتی میدانم که در تاریخ جمهوری اسلامی بارها مشاهده شده است، یعنی ترجیح مصلحت عمومی و منافع ملی بر ترجیحات شخصی، البته همراه با پذیرش مسئولیت تصمیمات دشوار که در چنین مواقعی هنر رهبری معظم در آن کاملا مشهود است که میان آرمانها، واقعیات میدانی و مصالح کشور توازن برقرار میکند.
بنابراین برداشت منصفانه از این پیام آن است که نه چیزی به رهبر انقلاب تحمیل شده و نه کسی مجوز تخریب دولت را پیدا کرده است. آنچه رخ داده یک تصمیم مسئولانه در چارچوب ساختار نظام بوده است. تصمیمی که برای آن شروط تعیین شده، مسئولیتها مشخص شده و موفقیت یا عدم موفقیت آن نیز در آینده و بر اساس میزان تحقق همان شروط سنجیده خواهد شد. امروز بیش از هر زمان دیگر، نیاز کشور به اتحاد و انسجام همهجانبه مورد تاکید امام انقلاب است و دوقطبیسازی و تسویهحسابهای سیاسی بسیار مخرب و خلاف رویه مصالح کشور و انقلاب است. باید آگاه بود که وحدت، هوشیاری و مطالبه اجرای دقیق تعهدات و حفظ حقوق ملت ایران یک اصل اجتناب ناپذیر است. معتقدم این چارچوب از خود متن استخراج میشود: نه تسلیم، نه تحمیل و نه چک سفید امضا، بلکه اجازهای مشروط، آگاهانه و مسئولیتمحور که هم جایگاه مردم را حفظ میکند و هم مسئولیت دولت و نهادهای ذیربط را از سوی رهبری مقتدر و حکیم انقلاب روشن میسازد.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید