ازبحران تا افق رستگاری
گروه: استانها | کد خبر: ۶۱۲۸ | تاریخ: ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۹:۵۶
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی اکبر عباسی دبیر این جمعیت در یادداشتی نوشت: امروز ما در دو راهی دشواری ایستادهایم. وقتی از اقتصاد ایران سخن میگوییم، تنها از اعداد، نمودارها و نرخ تورم صحبت نمیکنیم؛ ما از فشار بر دوش پدران، از نگرانی در چشمان مادران و از آیندهای صحبت میکنیم که برای نسلهای جوان، ابری و مبهم به نظر میرسد. ما در وضعیتی هستیم که کارشناسان آن را «فشار مضاعف» مینامند؛ فشار ناشی از عوامل بیرونی مثل جنگ و تحریم که قصد تضعیف ما را دارند و فشارهای داخلی که از مدیریت نادرست ناشی میشود. اما پرسش اصلی این نیست که چقدر در تنگنا هستیم، بلکه این است که چگونه از این تنگنا عبور کنیم؟
بخش اول: تلاطمهای بیرونی؛ جنگ سایهها و تحریمهای کمرشکن
نمیتوان از واقعیتِ تلخِ تهدیدهای امنیتی و سایه سنگین جنگ میان بازیگران منطقهای و جهانی چشم پوشید. ما میدانیم که زیرساختهای اقتصادی یک کشور، اولین هدف در هرگونه تقابل نظامی یا سایه است. تهدید به جنگ و ایجاد ناامنی در مسیر توسعه، مانند سدی در برابر جریان خون اقتصادی کشور عمل میکند.
اما فراتر از تهدیدهای نظامی، ما با سلاحی به نام «تحریم» مواجه هستیم. باید اعتراف کرد که مردم ایران، سالیان سال است که زیر سنگینترین و بیرحمانهترین تحریمهای تاریخ اقتصادی قرار دارند. تحریمها تنها با محدود کردن صادرات نفت نیست، بلکه با قطع کردن رگهای حیاتی تجارت، دسترسی به تکنولوژی و ایجاد انزوای بینالمللی، هدفشان فروپاشیدن ساختار معیشت مردم است. ما با دشمنیای روبرو هستیم که میخواهد شکست خفت بارش در میدان جنگ را , از کیف پول و سفره مردم جبران کند.
بخش دوم: آسیبشناسی داخلی؛ سوءمدیریت و چالشهای ساختاری
با این حال، وظیفه ما این است که صادق باشیم: اگرچه عوامل بیرونی بسیار قدرتمند هستند، اما ضعفهای داخلی نیز به اندازه آنها در بحران اقتصادی امروز نقش داشتهاند. سوءمدیریت در بخش اقتصادی ، وابستگی بیش از حد به درآمدهای نفتی، نبود برنامهریزیهای متناسب با شرایط بحرانی جنگی مورد اعتماد و سیاستهای اقتصادی بیثبات، از جمله عواملی هستند که تابآوری ما را در این شرایط کاهش دادهاند.
وقتی سیاستهای پولی و مالی با هم هماهنگ نباشند، وقتی فساد یا عدم شفافیت جایگزین کارآمدی شود، اقتصاد کشور مانند کشتیای میشود که در میانه طوفان، نه تنها بادهای مخالف، بلکه سوراخهایی در بدنه خود نیز دارد. این سوءمدیریتها، فشار تحریمها را چندین برابر کرده و ضربه نهایی را به مردم وارد کرده است.
بخش سوم: نقش نخبگان و مردم؛ موتورهای تغییر
اما آیا ما در این مسیر تنها هستیم؟ خیر. در تاریکترین لحظات، نخبگان، دانشمندان، کارآفرینان و حتی هر یک از شهروندان عادی، ستونهای اصلی بقای این کشور هستند.
نخبگان ما نباید تنها در آزمایشگاهها یا دانشگاهها باشند؛ آنها باید در قلب اقتصاد، در مسیر «اقتصاد دانشبنیان»، راه های توسعه ی اقتصادی و برون رفت از این شرایط را با نوآوری و تولید تکنولوژیهای بومی پیدا کنند.راه نجات، نه در معجزات، بلکه در ترکیبِ «دانش نخبگان»، «ارادهی مردم» و «مدیریت هوشمندانه دولت» نهفته است. اگر بتوانیم این سه رکن را با هم هماهنگ کنیم، نه تنها از این بحران عبور خواهیم کرد، بلکه کشوری مقاومتر، مستقلتر و شکوفاتر خواهیم ساخت.
به امید پیروزی حق بر باطل .
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید