روایت مرد میدان
گروه: استانها | کد خبر: ۵۵۴۲ | تاریخ: ۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۷
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت پیشرفت و عدالت ایران اسلامی، امید استادنوروزی دبیر این جمعیت در استان کردستان نوشت: محمدباقر قالیباف را باید یکی از پیچیده ترین و چند لایه ترین شخصیتهای نظام دانست، چهره ای که هم در میدان جنگ حضور داشته، هم در ساختار نظامی و انتظامی فرماندهی کرده، هم مدیریت اجرایی کلان را تجربه کرده و هم در رأس نهاد قانونگذاری کشور قرار گرفته است. همین چند وجهی بودن، او را به شخصیتی متفاوت در سپهر سیاسی ایران تبدیل کرده است. شخصیتی که نه صرفاً یک نظامی، نه فقط یک سیاستمدار و نه تنها یک مدیر اجرایی، بلکه برآیندی از همه آنهاست.
قالیباف از نسل فرماندهانی است که در متن دفاع مقدس رشد کردند، نسلی که میدان را پیش از تریبون شناخت. حضور او در جبهه های جنگ، فرماندهی در قرارگاه ها، فعالیت در نیروی هوایی سپاه و تجربه خلبانی، بعدها در نوع مدیریت و تصمیم گیری اش نیز انعکاس یافت. او همواره کوشیده است تصویر یک مدیر میدانی را حفظ کند. مدیری که پشت میز نمینشیند و در بحرانها شخصاً وارد صحنه میشود.
با همین روحیه بوده که بعدها او به عنوان مدیریت جهادی شناخته شد، مدلی که مبتنی بر سرعت عمل، حضور شبانه روزی، کاهش تشریفات اداری و اولویت دادن به حل مسئله بوده است. حامیان دکتر قالیباف معتقدند او از معدود مدیرانی است که توانسته مفهوم مدیریت جهادی را از شعار به اجرا نزدیک کند، چه در دوران فرماندهی نیروی انتظامی، چه در شهرداری تهران و چه اکنون که بعنوان رئیس مجلس فعالیت میکند.
در جریان جنگ دوازده روزه و نیز جنگ تحمیلی اخیر میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، قالیباف بار دیگر کوشید نقش فرمانده سیاسی، میدانی را ایفا کند. او در سخنرانیها و مواضع خود، بر انسجام ملی، مقاومت فعال، تقویت توان بازدارندگی و جلوگیری از فرسایش روانی جامعه تأکید داشت. اما آنچه بیش از همه مورد توجه قرار گرفت، تأکید مکرر او بر بسیج مردمی و نقش مردم در حفظ ثبات کشور بود.
قالیباف در این مقطع، بیش از گذشته بر مفهوم مساوات اجتماعی و ضرورت کاهش فشار بر مردم تأکید کرد، موضوعی که باعث شد برخی از حامیانش او را نزدیکترین چهره اصولگرا به ادبیات عدالت خواهانه و دغدغه های معیشتی جامعه بدانند. او بارها تأکید کرده که حفظ نظام بدون رضایت و آرامش مردم ممکن نیست و مسئولان باید هزینه های ناکارآمدی را از دوش جامعه بردارند.
اما شاید یکی از مهمترین ابعاد سیاسی قالیباف، اختلافات درون جریانی او با طیفی از نیروهای موسوم به جبهه پایداری و بخشی از حامیان سعید جلیلی باشد. این اختلافات، صرفاً رقابت انتخاباتی نیست، بلکه ریشه در تفاوت دو نوع نگاه به حکمرانی دارد.
طیف نزدیک به پایداری و حامیان جلیلی، عموماً بر گفتمان ایدئولوژیک حداکثری تأکید دارند و معتقدند ساختار اجرایی کشور باید بیش از هر چیز بر اصول آرمانی، مقاومت بی امتیاز و مرزبندی سخت سیاسی استوار باشد. در مقابل، دکتر قالیباف نماینده جریانی تلقی میشود که در کنار اصولگرایی، بر کارآمدی اجرایی، مدیریت تکنوکراتیک، تعامل درون ساختاری و حل مسائل روزمره مردم تأکید دارد. در واقع، نزاع میان این دو جریان را میتوان نزاع میان آرمانگرایی حداکثری و عملگرایی جهادی توصیف کرد.
با وجود این اختلافات، قالیباف در سالهای اخیر تلاش کرده از ورود به شکافهای عمیق درون اردوگاه انقلاب پرهیز کند. او بارها بر ضرورت وحدت نیروهای انقلاب، حفظ انسجام نظام و جلوگیری از دو قطبی های فرسایشی تأکید کرده است. حتی در اوج حملات رسانه ای و سیاسی از سوی مخالفان داخلی و خارجی، کمتر وارد ادبیات تند و تقابلی شده و غالباً تلاش کرده چهره ای صبور و کنترل شده از خود نشان دهد.
صبوری سیاسی قالیباف، یکی از ویژگیهایی است که حتی برخی رقبا نیز به آن اذعان دارند. او طی دو دهه گذشته بارها هدف انتقاد، تخریب و حملات شدید قرار گرفته، اما همواره ترجیح داده در چارچوب ساختار و اخلاق باقی بماند.
در نهایت، محمد باقر قالیباف را باید نماد نسلی دانست که از خاکریز جنگ وارد ساختار حکمرانی شده اند، نسلی که هنوز هم سیاست را ادامه میدان میداند. موافقانش او را مدیری جهادی، عملگرا و بحران شناس توصیف میکنند و فارغ از تمام قضاوتها، میتوان اذعان داشت دکتر قالیباف یکی از اثرگذارترین و کاریزماتیک ترین چهره های جمهوری اسلامی در دهه های اخیر بوده است، شخصیتی که همچنان در متن تحولات امنیتی، سیاسی و اجتماعی ایران نقش آفرینی میکند.