یادداشت/ژئوپلیتیکِ تنگهها و افول هیمنه واشنگتن و تلاویو
گروه: ستاد | کد خبر: ۵۱۷۳ | تاریخ: ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۰
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت پیشرفت و عدالت؛ عرفان پورزاهدان معاون راهبردی جمعیت پیشرفت و عدالت در یادداشتی نوشت: معتقدم رمضان ۱۴۰۴ در تقویم ژئوپلیتیک منطقه با نشانهای روشن ثبت شد یعنی بازگشت *میدان* به مرکز معادلات قدرت، در واقع میتوان گفت ایالات متحده با آرایش ناوگانهای فرامنطقهای و پشتیبانی کامل ماشین جنگی تلآویو و همچنین خطای محاسباتی فاحش و آشکار و بدون در نظر گرفتن عواقب این غلط بزرگ، وارد صحنهای شد که در محاسبات اولیه قرار بود نمایش برتری باشد.
اما روند تحولات منطقه تصویری متفاوت ساخت، بطوریکه میدان به تدریج روایت دیگری نوشت، روایتی از چهار شکست همزمان برای واشنگتن و تلاویو که مدعی از قبل پیروز بودند.در ابتدا نخستین شکست در گلوگاه بزرگ انرژی جهان شکل گرفت یعنی *تنگه هرمز* ، این تنگه در هندسه قدرت جهانی جایگاهی فراتر از یک مسیر کشتیرانی دارد.بدین صورت که هرمز در واقع *شاهگره ژئوگلوگاهی اقتصاد جهان* محسوب میشود، نقطهای که امنیت انرژی، تجارت جهانی و توازن قدرت دریایی در آن به هم گره میخورند.
ایران طی سالهای اخیر معماری تازهای از امنیت دریایی در این پهنه طراحی کرده که بر دکترین بازدارندگی تنگهای استوار است.همچنین معتقدم بازدارندگی تنگهای با ایجاد محیطی از ریسک عملیاتی و ابهام تاکتیکی عمل میکند. شبکه رصد ساحلی، سامانههای موشکی ساحلپایه، شناورهای چابک، پهپادهای دریایی و ظرفیتهای جنگ الکترونیک در کنار هم یک میدان دریابنیاد متراکم میسازند.
هر شناور نظامی که وارد این فضا میشود با مجموعهای از متغیرهای پرهزینه روبهرو خواهد شد. هرمز در این الگو به یک محیط محاسباتی پرتنش برای قدرتهای فرامنطقهای تبدیل شده است.پس بسیار پر واضح است که در چنین محیطی هر حرکت نظامی با افزایش ریسک انرژی جهانی، جهش بیمه کشتیرانی و تلاطم بازار نفت همراه میشود. بنابراین پیام ژئوپلیتیک این وضعیت روشن است، امنیت انرژی جهان با نقش فعال ایران گره خورده است.
همچنین از لحاظ راهبردی دومین شکست آمریکا در میدان نظامی رقم خورد. ماشین جنگی واشنگتن و تلآویو بر پایه برتری فناورانه و قدرت آتش گسترده شکل گرفته است. همهی دنیا دیدند که ایران در برابر این الگو با راهبرد میدان ترکیبی وارد صحنه شد، یعنی ترکیبی از قدرت موشکی، شبکه پهپادی، ابتکارهای تاکتیکی دریایی و جنگ نامتقارن، آری بلحاظ تخصصی این الگو وزن زرادخانههای بزرگ را کاهش میدهد و میدان نبرد را به شبکهای از نقاط ضربه تبدیل میکند یعنی مشاهده کردید در طی این روند چابکی عملیاتی، پراکندگی نیروها و ضربههای دقیق ساختار کلاسیک برتری نظامی را دگرگون کرد.
هرگز نمیشود نادیده گرفت که سومین شکست واشنگتن در عرصه ائتلافها آشکار شد. همگان شاهد بودند که کاخ سفید تلاش گستردهای برای شکلدهی به یک حلقه منطقهای علیه ایران اقدام نمود اما فضای بینالمللی از جمله متحدان سرسختی مثل کشورهای اروپایی واکنش سرد و محتاطانهای نشان داد، این اصل بسیار اساسی است که اقتصاد جهانی در وضعیت شکننده قراردارد وهرتنش درخلیج فارس مستقیماً به بازار انرژی منتقل میشود در این وضعیت شکننده بخشی از متحدان سنتی آمریکا،کاملاهوشمندانه بااطلاع از نبوغ ایران در زمینهی جنگ ترکیبی، مسیر فاصلهگذاری را انتخاب کردند، اینجا بود که پروژه اجماعسازی واشنگتن در نهایت با شکاف سیاسی و تردید دیپلماتیک مواجه شد.
ودرنهایت چهارمین شکست بعلت استیصال و آشفتگی ترامپ، در میدان اخلاق و روایت شکل گرفت، باید اذعان کرد که جهان امروز میدان روایتهاست.همه میدانند که افکار عمومی جهانی نسبت به سیاست فشار و تهدید نظامی واکنش انتقادی نشان میدهد. تصویر قدرتی که همزمان از زبان مذاکره سخن میگوید و از ابزار جنگ استفاده میکند، در حافظه جهانی تناقضی آشکار ایجاد میکند که این فضا روایت ایران را تقویت کرد و اعتبار اخلاقی ماشین جنگی آمریکا و صهیونیست را با چالش جدی روبهرو ساخت
امابایدتبیین نمود که در چنین صحنهای مشارکت ایران در مذاکرات هرگز یک اقدام منفعلانه تلقی نمیشود *این حضور را باید بخشی از معماری میدان* دید. گفتوگو در این چارچوب ابزاری برای مدیریت فضای بینالمللی و فعال نگه داشتن *راهبرد سلب بهانه* است ایران با حضور در میز مذاکره ظرفیت حقوقی و سیاسی نظام بینالملل را نیز وارد معادله میکند.
میدان نظامی و میدان دیپلماسی در این الگو دو ضلع یک راهبرد واحدبه شمار میآیند. لذا باید دانست که در این میان نقش مدیریت صحنه نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند.محمدباقر قالیباف باسابقه فرماندهی در میدانهای سخت و آشنایی با پیچیدگیهای سیاست منطقهای از چهرههایی به شمار میآید که زبان میدان و دیپلماسی را همزمان میشناسند. چنین تجربهای در لحظات حساس به انسجام تصمیمسازی و پیوند میان ارکان نیزقدرت کمک می کند