از جزیره خصوصی اپستین تا معادلات ژئوپلیتیک؛ ابعاد فراملی در جهان معاصر
گروه: استانها | کد خبر: ۵۱۳۸ | تاریخ: ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۵۴
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جمعیت پیشرفت و عدالت، محمدرضا خلجی دبیر این جمعیت در استان همدان در یادداشتی نوشت:قدرت دیگر فقط در تانک و موشک تعریف نمیشود. قدرت در “اطلاعات ” متراکم شده است. هرچه محرمانهتر، هرچه شرمآورتر، هرچه پنهانتر،ارزشمندتر. در چنین جهانی، یک جزیره خصوصی میتواند از یک ملک لوکس به یک «گره اطلاعاتی» بدل شود. Jeffrey Epstein در روایت رسمی، یک سرمایهدار مرموز با شبکهای از ارتباطات گسترده بود. اما در سناریوی ژئوپلیتیک، او میتواند چیزی فراتر باشد: یک همکار و تسهیلگر شبکههای نفوذ. فردی که میان سیاستمداران، میلیاردرها، بازیگران هالیوود و ورزشکاران وچهرههای دانشگاهی و حتی نخبگان فناوری پل میزند. چنین پلهایی فقط برای دوستی ساخته نمیشوند؛ پلها برای عبور اطلاعات ساخته میشوند. در این چارچوب ، جزیره خصوصی نه صرفاً محل تفریح، بلکه یک اتاق ضبط است؛ جایی که ضعفهای انسانی،تفکرات شیطان پرستانه ،ایدئولوژی های استعماری ثبت میشود. تاریخ نشان میدهد سرویسهای اطلاعاتی از جنگ سرد تا امروز از همین ضعفها برای مهندسی رفتار استفاده کردهاند. باجخواهی، نفوذ، کنترل روایت ؛اینها ابزارهای کلاسیک قدرتاند. اگر” اطلاعات هسته سخت قدرت است، رسوایی سوخت آن است”. نکته جذاب اینجاست: چرا این پرونده ابعاد فراملی پیدا کرد؟ چون شبکه قدرت فراملی سرمایه ی جهانی و سیاست جهانی شده. شرکتهای فناوری از دولتها بزرگترشده اند. در چنین سیستمی، اگر شبکهای بتواند بر افراد کلیدی در چند کشور اهرم داشته باشد، عملاً به یک بازیگر ژئوپلیتیک تبدیل میشود؛ حتی اگر پرچمی نداشته باشد. دراین یادداشت ؛ به پرونده اپستین از سه لایه و منظر پرداخته شده:
لایه اول، فردی و جنایی است؛ تخلفات شخصی و شبکهای از سوءاستفاده جنسی و تجاوزبه کودکان ،سوزاندن و قتل آنها صرفا با نیات شیطانی و نفکرات شیطان پرستانه است که پرده بردای میکند ازجایگاه شیطان های انسان نمایی که در تفکرات غرب نماد کما لگرایی و دموکراسی و پیشرفت و….هستندو همواره سعی بر این دارند این ایدولوژی را به کل جهان تعمیم دهند
. لایه دوم، اجتماعی است؛ سقوط اعتماد عمومی به نخبگان. قطعا در اسناد منتشر شده دانشمندان ،بازیگران بزرگ هالیوود،ورزشکاران ،سیاسیون مطرح دنیا و حتی فراتر از اشخاص حقیقی اسامی نهادها و خیریه های حقوقی حامی کودکان و زنان را در این اسناد می توان دید همان نهادهای خیریه ای که سالانه میلیاردها دلار به منظور حمایت و سرپرستی از کودکان جمع آوری نموده در سایه خود ایشان فراهم کننده و پیشبرنده اهداف شوم تفکر یهودیت و صهیونسیم می باشد
لایه سوم، ابزاری برای اهرم فشار و اخذ امتیاز در مناسبتهای ژئوپلیتیک است؛
این پرسش که چه کسی از اطلاعات بهدستآمده سود میبرد؟ در جهان رقابتهای خاموش، اطلاعات درباره رهبران سیاسی میتواند بر تصمیمات تجاری، قراردادهای دفاعی، مواضع دیپلماتیک و حتی انتخابات اثر بگذارد. یک سند خصوصی میتواند وزن یک ناو هواپیمابر را پیدا کند. این استعاره اغراقآمیز نیست؛ در قرن بیستویکم، جنگها پیش از شلیک گلوله با افشاگری آغاز میشوند. در تحلیلهای توطئهمحور، همین نقطه به کانون تمرکز تبدیل میگردد. اما از زاویه ساختاری، حتی اگر هیچ شبکه اطلاعاتی رسمی پشت ماجرا نبوده باشد، «امکان» چنین بهرهبرداریای خود بهاندازه یک بازیگر واقعی قدرت دارد. وقتی امکان وجود دارد، بازیگران فرضی هم در معادلات محاسبه میشوند. در این یادداشت ، پرونده اپستین به ما یادآوری میکند که ژئوپلیتیک فقط نقشه و مرز نیست. ژئوپلیتیک امروز شبکهای از روابط شخصی، ضعفهای انسانی و دادههای انباشتهشده است. جهان بهسمت «سیاست مبتنی بر اطلاعات خصوصی» حرکت کرده؛ جایی که حریم خصوصی به میدان نبرد تبدیل میشود. چگونه یک جزیره میتواند به نماد اهرم فشار در جهت پیشبرد منافع یک کشور متخاصم و همچنن نقطه ای برای تلاقی قدرت، فساد و اطلاعات بدل شود. در جهانی که همهچیز ثبت میشود، آنکه آرشیو را کنترل میکند، آینده را چانهزنی میکند. و این شاید ترسناکترین نکته عصر ما باشد: گاهی بزرگترین بازیگران، نه آنهاییاند که دیده میشوند،” بلکه آنهاییاند که میدانند”. در پرونده ی اپستین فارغ از ایدئولوزی و تفکرات شیطان پرستانه که این موضوعی خاص بوده و مجال خاص خود را میخواهد ما به نقش اسناد و اطلاعات در کنترل قدرت جهانی وتاثیر آن در پیشبر منافع حیاتی یه نظام جعلی، که چه حد می تواند پیشبرنده باشد پرداختیم .امروزه با گسترش اطلاعات و داده ها همه ی متخصصین امر به رهبری و مدیریت کلان تفکر یهود با مشارکت سرویس های اطلاعاتی امنیتی موساد در طراحی و برنامه ریزی و اجرای همه ی برنامه های منزجرانه ی موجود پی برده و افشای این اسناد را اهرمی برای مدیریت نظامی و سیاسی سطه ی جهانی می دانند و قطعا افشاگری این اسناد در شرایط حال حاضر جهان و منطقه فقط و فقط یک پیام دارد و آنفشار حداکثری به ترامپ قمارباز برای رسیدن به اهداف شوم خود می باشد و قطعا فشار سیاسی در داخل کشور امریکا بر ترامپ این امر را محقق خواهد کرد چرا اینکه با ورود به منازعه جنگ و یا مذاکره ی پیروز مندانه (به استنباط خود رژیم متخاصم ) افکار عمومی جهان با تبلیغات حجیم رسانه ای قطعا به سمت اتفاقات منطقه خاور میانه سوق داده خواهدشد.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید